در شانزدهمین روز تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان
وحشیگریها با هدف سوریه سازی ایران ادامه دارد

در شرایط کنونی دفاع از میهن در مقابل تجاوز نظامی بیگانگان نه حمایت از رژیم ضدانقلابی حاکم؛ و نه مشروعیت بخشیدن به اقتدارگرایی ۴۷ سال دیکتاتوری- مذهبی جمهوری اسلامی ایران است.

همانگونه که بارها اعلام کرده ایم ، با توجه به عملکرد سیاستهای امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه؛ بویژه با آگاهی از پیشبرد استراتژی پنهان و آشکار اسرائیل مبنی بر مالکیت اراضی چندین کشور از جمله بخشی از ایران معروف به پروژه ازنیل تا فرات ؛ باید بیش از پیش هشیار باشیم و به دام اینکه: هرکس مخالف جنگ است پس با رژیم دیکتاتوری حاکم همسوست گرفتار نشویم.

احساس تعلق، عشق و تعهد به مردم میهنمان، همینطور به سرزمین، تاریخ مشترک و زیرساختهای اجتماعی، فرهنگی؛ همچنین دفاع از تمامیت ارضی، بخشی از مبارزه ای است که سالهاست در راستای سرنگونی نظام حاکم و بهبود شرایط اجتماعی مردم به آن وفادارمانده و جان فشانی می نمائیم. درحال حاضر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به قصد تجزیه ایران و تشکیل اسرائیل بزرگ است. از اینرو این یک جنگ میهنی است وبا جنگ ارتجاعی هشت ساله بین دو رژیم دیکتاتوری ایران وعراق تفاوت اساسی دارد.

اسناد و دلایل غیر قابل انکاری وجود دارد که در صورت موفقیت آمریکا و اسرائیل ، ایران به چهار بخش تقسیم خواهد شد. با توجه به نفوذ آمریکا در نهادهای بین المللی، در قدم بعدی هریک از مناطق جداشده توسط سازمان ملل بعنوان یک کشور به رسمیت شناخته خواهند شد؛ همانگونه که با یوگسلاوی سابق چنین کردند. نباید فراموش کنیم در سالهای گذشته کشورهای زیادی با توجیه «حفاظت از غیرنظامیان» یا «دفاع از حقوق بشر» مورد تجاوز قرار گرفتند.

بطورنمونه کشور لیبی در مقایسه با سایر کشورهای منطقه از رفاه نسبی برخورداربود. در لیبی نه مشکل بیکاری و بهداشت وجود داشت ونه کمبود مدرسه و مراکز دانشگاهی. هیچ اپوزیسیون فعالی هم مشاهده نشده بود. بعد از اینکه قذافی ایده واحد پولی آفریقایی و فروش نفت در مقابل یورو و طلا را مطرح کرد، ابتدا آمریکا درخواست کرد تمام تجهیزات هسته ای اش را تحویل دهد. قذافی هم حسن نیت نشان داد و بخواست آمریکا گردن نهاد. بعد با مداخله نظامی کشور ازهم پاشید، تا جائیکه بازار برده داری دوباره دراین کشور تکه پاره شده رواج پیدا کرد. چندی پیش نیز نتانیاهو جسارت کرده و دریک مصاحبه گفته بود «من به پسا جمهوری اسلامی فکر میکنم که درآینده ایران نباید موشک داشته باشند»

امپریالیسم در دام ارتجاع
برخلاف اظهارات قلدرمنشانه و مواج رئیس جمهور آمریکا، رژیم ایران از ابتدا سیاست جنگ فرسایشی را در دستور کار قرار داد. پس از اعزام ناوهای آبراهام لینکلن و جرالد فورد به منطقه، رئیس جمهور آمریکا پی درپی اولتیماتوم سر داد و خواهان تسلیم بی قید و شرط ایران شد. جنگ ادامه یافت ، ولی اصابت چهارموشک به ناوآبراهام لینکلن و فاصله گرفتن از ۳۰۰ کیلومتری به ۱۰۰۰ کیلومتری آبهای ایران باعث نشد تا رجزخوانیهای رئیس جمهورآمریکا فروکش کند. وی بدون اشاره به تلفات وارده به ارتش آمریکا، بویژه ناوهایشان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، گویی تراوشات خمینی به مغزش حلول کرده بود، بی توجه به همه واقعیتها فریاد بر آورد «من رهبر تعیین میکنم» جانشین خامنه ای هرکس باشد من باید نظر بدهم؟!

درگرما گرم بیهوده گوئیهای ترامپ و به ریشخند گرفتن مردم دنیا پیرامون حقایقی که در میدان نبرد جریان داشت، سردمداران رژیم، خامنه ای جوان را بجای خامنه ای دیکتاتور سالخورده به مردم ایران تحمیل کردند؛ رژیم نه فقط سرنگون نشد بلکه مسیرجنگ فرسایشی را با شدت بیشتر ادامه داد.

با گذشت یک هفته از جنگ کاملا مشهود بود پیش بینی های آمریکا و اسرائيل مبنی بر سقوط زود هنگام رژیم توهمی بیش نبوده است. با این وجود ترامپ از خیالات واهی دست نکشید و خواهان تسلیم بی قید و شرط رژیم ایران شد. تجارب جنگهای گذشته نشان می دهد پیشنهاد تسلیم بدون قید وشرط زمانی به طرف مقابل داده میشود که رقیب در جنگ شکست خورده باشد، مثل آلمان نازی و یا ژاپن در جنگ جهانی دوم. پیشنهاد تسلیم بدون قید وشرط به رژیمی که در ازای هر بمباران ده ها موشک به اسرائیل ، پایگاههای آمریکا و کشورهای ناحیه خلیج فارس شلیک میکند، تنها خیالاتی است که جای واقعیت گذاشته شده است.

ادامه جنگ ، بن بست آتش بس و نقش چین و روسیه
با وجود نفوذ زیاد اسرائیل و آمریکا در سیستم حکومتی جمهوری اسلامی و علی رغم طرح اولیه آنها مبنی بر جنگ کوتاه مدت، آنها در دام جنگ فرسایشی گرفتار شدند.

ترامپ سرمست از موفقیت در ربودن رئیس جمهور ونزوئلا و نتانیاهو سرخوش از توهم بیجای اسرائیل بزرگ، چنان به وجد آمده بودند که نتوانستند درک کنند ربودن رئیس جمهور ونزوئلا چه لطمه مالی و حیثیتی به دو رقیب قدرتمند چین و روسیه وارد کرده است.
ربودن نیکولاس مادورو و قبضه کردن بازار نفت ونزوئلا توسط ترامپ، شرمساری چین و روسیه در سطح جهان را موجب گردید. ازاینرو جنگ با ایران فرصت مناسبی برای چین و روسیه بود تا آمریکا را تحقیر کنند و اتوریته سرکرده امپریالیستها را بکلی بشکنند. بنابراین چین و روسیه باید ازاین مخمصه ایکه آمریکا بدان گرفتار شده بسیار خوشحال باشند، چراکه ترامپ مجبورشد برای پائین آوردن بهای نفت یک ماه خریداران نفت از روسیه را معاف کند. علاوه براین تجهیزات نظامی اش ته کشید و دستش جلو رقبای چین و روسیه باز شده است. به جز این، انتقال ذخایر نظامی از ژاپن و کره جنوبی برای مقابله با نیروهای نظامی ایران موجب خوشحالی چین و کره شمالی خواهد بود.

کمکهای چین و روسیه به ایران
اکنون چند دهه است رژیم ایران از روابط بسیار نزدیک اقتصادی ، سیاسی و نظامی با چین و روسیه برخوردار است. در روزهای قبل از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نیروی دریایی روسیه و ایران مانور مشترکی در آبهای جنوب ایران برگزار نمودند. روسها اعلام کردند این مانور از قبل برنامه ریزی شده بود و ربطی به تهدید آمریکا ندارد؟

همزمان پل هوایی بین چین و ایران ایجاد شد و قبل از شروع جنگ طی یک روز شانزده هواپیمای غول پیکر چینی وارد ایران شدند. آمریکائیها از چنین تحرکی تعجب کردند ولی تلویزیون اینترنشنال و سلطنت طلبها این «راز» بزرگ را کشف کردند! آنها بدون هیچ مدرکی ادعا کردند این هواپیماها برای بردن وسایل خامنه ای، پول و طلا وارد ایران شدند وشایع کردند خامنه ای به روسیه فرار کرده است؟! قطعا رژیم ایران از داشتن «دشمنانی» تا این حد احمق بسیار خرسند است.

اکنون معلوم شده است، رژیم ایران از هنگام جنگ به لطف ماهواره های چینی بجای GPS آمریکایی، چنان با دقت اهداف خود را شناسایی میکند که حیرت خیلی صاحب نظران را برانگیخته است. درهمان حال روسیه نیز اطلاعات دقیقی در اختیار رژیم ایران قرار می دهد که هر جابجایی نیروهای امریکایی حتی ازمکانهای نظامی به هتل ها را ردگیری می کنند.
ظاهرا چین و روسیه کنارگود نشستند و تماشاگرند ولی چنین نیست. ما به صراحت در ۳ بهمن ۱۴۰۴ برعلیه جنگ و سیاستهای ترامپ نوشتیم« بهتراست ترامپ به پیروی از قماربازهای زرنگ بازی را ادامه ندهد. رئیس جمهوری که بخاطر ربودن رئیس جمهور قانونی ونزوئلا و بمباران مراکز هسته ای ایران بخودش مدال می دهد، باید از پشت میز قمار بلند شود، تاهمین حد« برد» کافی است وگرنه به سرنوشت قماربازهایی گرفتار می شود که همه چیز را بباد می دهد.»

اکنون آن روز فرا رسیده است. ترامپ با تصور اینکه بعد از نفت ونزوئلا مراکز نفت و گاز ایران را در اختیار می گیرد و از اینطریق می تواند چین و روسیه را در مضیقه قراردهد همه چیزرا باخت. نه فقط امتیازاتی را که رژیم ایران داوطلبانه داده بود بر باد داد، بلکه نفت کشورهای عربی را نیز از دست خواهد داد، اگر چه نه تمام آنرا ولی حداقل بخشی را از دست می دهد. علاوه براین اتوریته آمریکا در سطح جهان شکسته شد، بویژه نزد کشورهای حاشیه خلیج فارس که سالانه میلیاردها دلار پول و امتیازات نفتی و پایگاه به آمریکا دادند، ولی وقتی جنگ شد آمریکا آنها را تنهاگذاشت وفقط به فکر نجات سربازان خودش برآمد. آیا در آینده پولهای عربها بازهم در اختیار بانکهای آمریکا باقی می ماند و یا بخشی از آن روانه بانک بریکس خواهد شد؟ آینده روشن خواهد کرد.

برای آتش بس هنوز هم فرصت است
آمریکا چه بپذیرد وچه نپذیرد این جنگ را باخته است. افسانه شکست ناپذیری آمریکا درهم پیچیده شده و صدالبته اسرائیل هم همینطور. بنا براین آنها باید متوجه باشند در قرن ۲۱ با بمباران نمی توانند سایر کشورهارا به انقیاد بکشانند. تکنولوژی اکنون فقط در دست آنها نیست و شرایط با دوره جنگ جهانی دوم فرق کرده که هر کشوری بمب افکن داشت پیروز جنگ بود.

اهداف آمریکا مبنی بر عدم دستیابی رژیم ایران به سلاح هسته ای بهانه ای بیش نیست. تجهیزات هسته ای ایران نه در مدرسه دخترانه میناب بود ، نه در موزه کاخ گلستان ، نه در بازار ایران با ۴۰۰ سال سابقه تاریخی، نه در چهل ستون و عالی قاپو در اصفهان و نه در قلعه فلک الافلاک لرستان. تجهیزات هسته ای ایران یقینا در کوچه پس کوچه های جوادیه و افسریه و نارمک ویا در چهارراهها و میادین شهرها هم نیست. در بیمارستان لقمان و۵۴ مرکز درمانی دیگر نیزآثاری از اورانیوم و فعالیت های هسته ای دیده نشده بود که بمباران کردند. تمام این ترفندها بهانه و تکرار جنایات روزانه برای از بین بردن زیر ساختهای کشورما ایران است تا بتوانند با کمک مزدورانشان جنگ داخلی راه بیاندازند و ایران را تجزیه کنند.

باوجودیکه جهانیان از ماهیت ترامپ و امپراتوری دروغ پراکنی اش آگاهی دارند ولی بازهم به نفع تمام مردم دنیا ، بویژه مردم ایران است که وی اعلام «پیروزی» کند و بگوید چون به اهداف تعیین شده دست یافتم به جنگ ادامه نمی دهم. اگر چه رژیم ایران دست بردار نخواهد بود ولی شرایط داخل ایران و منطقه سرانجام آنهارا نیز به قبول آتش بس وتسلیم به اراده مردم که ضد جنگ هستند وادار خواهد کرد.

از آن پس باز ما میمانیم ویک حکومت دیکتاتوری - مذهبی و مبارزه ای بس دشوار با اهدافی سترگ. بدون تردید در این معادله ننگ و نفرت ابدی برای سلطنت طلبان ، شاه پرستان وهمه کسانی باقی خواهد ماند که از آمریکا و اسرائیل دعوت کردند کشور را بمباران کنند؛ و در مرگ هزاران هم وطن و عزیزانی که در اثر بمباران جان باختند به رقاصی و لودگی روی آوردند. اینکه مردم ایران بعدا با این عناصر پست چه خواهند کرد کسی نمیداند. آنچه مسلم است هیچکس برای آنها اشکی نخواهد ریخت.

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶ مارس ۲۰۲۶

۲ ۳ ۴ ۵ ۶
:آرشیو اخبار ومقالات اخیر

A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

بخشی از اخبار و مقالات قدیمی


حسین زهری
۱
حسین زهری